تقویت ترس در سگ ها امکان پذیر نیست؛ بررسی رفتار سگ ها در هنگام رعد و برق

هفتهی گذشته در جریان یک طوفان همراه با باران، صدای رعد و برق شنیده شد و مرا به یاد این نکته انداخت که طوفانها تا چه اندازه میتوانند تجربهای استرسزا برای سگها باشند، و البته برای ما انسانهایی که آنها را دوست داریم نیز. با توجه به فرا رسیدن فصل رعد و برق، زمان مناسبی است تا به یکی از باورهای رایج اما نادرست در بین صاحبان سگ بپردازیم؛ جملهای که سالهاست تکرار میشود اما پایه علمی ندارد:
«اگر سگ شما به دلیل ترس از صدای رعد و برق به سمتتان آمد، نباید او را نوازش کنید.»
این ادعا بهکلی نادرست است و از اساس غلط است. اما مانند بسیاری از باورهای ناصحیح دیگر، به دلیل تکرار زیاد، ظاهری منطقی و علمی به خود گرفته است.
دلایل متعددی وجود دارد که نشان میدهد چرا این توصیه نادرست است. یکی از مهمترین آنها به ماهیت خودِ ترس بازمیگردد. ترس، بهطور ذاتی یک تجربه آزاردهنده و ناخوشایند است؛ همین ویژگی باعث میشود ترس، ابزاری مؤثر برای شکلدهی به رفتار حیوان و محافظت او در برابر تهدیدات واقعی باشد.
ترس آنقدر نیرومند و ناخوشایند است که حتی اگر صاحب سگ او را در لحظه ترس نوازش کند یا با صدایی آرام با او صحبت کند، این محبت نمیتواند باعث شود سگ بیشتر دچار ترس یا اضطراب شود. نوازش نمیتواند ترس را تقویت کند، زیرا ترس اساساً پاداشپذیر نیست.
برای روشنتر شدن این موضوع، یک مثال انسانی میتواند مفید باشد:
فرض کنید نیمهشب فردی قصد ورود غیرمجاز به خانه شما را داشته باشد. پس از اینکه اوضاع آرام شد، یکی از نزدیکانتان کنار شما مینشیند، برایتان چای میآورد و شما را در آغوش میگیرد. آیا این رفتار حمایتی باعث میشود اگر چنین حادثهای شب بعد دوباره اتفاق افتد، بیشتر بترسید؟
بدیهی است که نه.
حالا تصور کنید کسی به شما بگوید:
«میدانم که ترسیدهای، اما بهتر است بیتوجهی کنم چون اگر به تو دلجویی نشان دهم، احتمال دارد که در آینده بیشتر بترسی!»
احتمالاً چنین فردی دیگر در فهرست دوستانتان باقی نخواهد ماند.
شاید برخی این مثال را نوعی انسانانگاری (Anthropomorphism) اشتباه بدانند، اما واقعیت این است که فرآیند واکنش به ترس در سگها نیز شباهت زیادی به همین الگو دارد. تقویت مستقیم ترس در سگ، از نظر روانشناسی رفتاری تقریباً غیرممکن است.
ترس بهقدری ناخوشایند است که حتی در صورت همراه شدن با نوازشهای مکرر، در بهترین حالت ممکن است سگ نسبت به خودِ نوازش دچار اضطراب شود — نه اینکه ترس اولیهاش از طوفان تشدید گردد. البته این احتمال نیز بسیار نادر است.
در عین حال، نباید نادیده گرفت که برخی رفتارهای انسانی میتوانند به شکل غیرمستقیم ترس سگ را افزایش دهند. برای مثال، اگر صاحب سگ خود دچار اضطراب باشد، یا سگ را به زور در موقعیتی قرار دهد که از آن میترسد، یا رفتارهایی انجام دهد که خود موجب ترسیدن حیوان شود، در آن صورت احتمال تشدید ترس وجود دارد.
احساسات میتوانند بین انسان و سگ منتقل شوند؛ بنابراین اگر میخواهید سگتان از رعد و برق نترسد، بهترین کار این است که خودتان آرامش داشته باشید.
اما نوازش کردن سگ یا حرف زدن آرام با او در هنگام ترس، بههیچوجه باعث نمیشود که او بیشتر بترسد. البته نکته اینجاست که نوازش کردن بهتنهایی هم معمولاً نمیتواند تأثیر درمانی زیادی داشته باشد.
بخش دوم بررسی فوبیای صوتی در سگها
در یادداشت بالا توضیح دادم که «ترس قابل تقویت نیست» و برای روشنسازی این نکته، از نمونهای رایج استفاده کردم: سگهایی که از صدای رعد و برق وحشت دارند. برای مدتهای طولانی به صاحبان سگها گفته شده که اگر هنگام ترس سگشان او را نوازش کنند، ممکن است وضعیتش بدتر شود. اما در زمینه فوبیای صوتی (مانند ترس از طوفان)، بعید است که دلداری دادن به سگ، شرایط را وخیمتر کند.
همانطور که پیشتر اشاره شد، ترس یک احساس آزاردهنده و ناخوشایند است؛ و وقتی یک سگ واقعاً دچار ترس شدید باشد، صرفاً نوازش کردن شکم او نمیتواند باعث شود دفعه بعد شدت ترسش بیشتر شود.
در واقع، برخی مطالعات نشان میدهند که نوازش کردن در لحظات ترس، تأثیر قابلتوجهی بر کاهش اضطراب ندارد. بهعنوان مثال، در مقالهای در مجله Bark (۲۰۰۸) و بر اساس پژوهشی از درشل و گرنجر (Dreschel & Granger, 2005) در مجله Applied Animal Behavior Science، مشخص شد که سطح کورتیزول (Cortisol) — که شاخصی برای اندازهگیری استرس در حیوانات است — در هنگام نوازش سگها در زمان طوفان کاهش نمییابد.
جالب است که مهمترین عاملی که در این مطالعه منجر به کاهش سطح کورتیزول شد، حضور سایر سگها بود، نه انسانها.
با این حال، در مطالعهای دیگر توسط اودندا و مینتخس (Odendaal & Meintjes, 2003) در Veterinary Journal، مشخص شد که نوازش سگها در شرایط دیگر نیز سطح کورتیزول را در آنها کاهش نمیدهد — اگرچه در انسانها چنین نوازشی منجر به کاهش کورتیزول میشود. اما توجه داشته باشیم که کورتیزول تنها معیار اندازهگیری احساسات نیست. در همین پژوهش، افزایش هورمونهای مثبتی مانند اکسیتوسین (Oxytocin) و پرولاکتین (Prolactin) در سگها مشاهده شد، که نشان میدهد نوازش همچنان تأثیرات روانی مثبتی دارد.
از سوی دیگر، اگر یک سگ در زمان نوازش از رفتارهای اضطرابی مانند قدم زدن، نفسنفس زدن یا پارس مداوم دست میکشد، همین تغییر رفتاری بهخودیخود نشانگر اثر مثبت نوازش است. پس بله، اگر مالیدن شکم باعث آرامش سگ میشود، من هم این کار را ادامه خواهم داد.
تجربهای واقعی از مواجهه با ترس
دیشب در مزرعه اتفاقی افتاد که هرچند مربوط به طوفان نبود، اما درک خوبی از رفتار ترسیدهی سگ به دست میدهد: همسایه کشاورزم نیمهشب با تراکتوری به بزرگی یک ایالت وارد زمین مقابل خانهام شد. «ویلی» (سگم) به محض شنیدن صدا و دیدن منظره از پنجره، کاملاً از کنترل خارج شد. با حالتی وحشتزده، دایرهوار میدوید، با شدتی عجیب پارس میکرد، گوشهایش کاملاً خوابیده، چشمانش بزرگ شده و چهرهاش مملو از ترس محض بود.
صدای پارس او چنان نگرانکننده بود که تصور کردم حادثهای جدی رخ داده است.
بلافاصله گفتم:
«ویلی! اشکالی نداره!»
و با صدایی آرام، کشیده و لطیف کنارش نشستم. به او گفتم آرام بماند، و بهآرامی ناحیه بین چشمها و کنارههای سرش را نوازش کردم. پارسهایش کاهش یافت و اگرچه هر ۵ تا ۱۰ ثانیه یکبار پارسی خفیف از دهانش بیرون میآمد، اما پس از حدود یک دقیقه کاملاً ساکت شد. سرش را روی بدنم گذاشت و آن را بین بازوی من و بدن خودش پنهان کرد. احتمالاً این کار همزمان هم بهمعنای پنهان کردن چهرهاش بود و هم جستوجوی حس آرامبخشی که در این موقعیت از آغوش گرفتن دریافت میکرد.
آیا میتوان ترس را بهصورت غیرمستقیم تقویت کرد؟
یکی از نکاتی که در یادداشت قبلی بهقدر کافی به آن نپرداختم، همین موضوع است. برخی خوانندگان هوشمند در بخش نظرات (پست ۴ مه ۲۰۰۹) اشاره کردند که گرچه نمیتوان احساس ترس را بهطور مستقیم تقویت کرد، اما ممکن است رفتارهایی که ناشی از ترس هستند، در برخی شرایط بهصورت ناخواسته تقویت شوند.
با این موضوع کاملاً موافقم و اذعان دارم که این مسئله پیچیدهتر از آن چیزی است که ابتدا مطرح کردم. در حقیقت، پیشنویس قبلی یادداشت شامل تحلیلهای بیشتری بود، اما بهدلیل طولانی شدن متن، آن بخشها حذف شدند — که حالا فکر میکنم نباید حذف میکردم.
در این زمینه باید دو نکته را بهخاطر سپرد:
- ترس یک احساس (Emotion) است، در حالیکه تقویت (Reinforcement) مربوط به رفتار (Behavior) است. از نظر علمی، نمیتوان یک احساس را تقویت کرد، اما میتوان فرکانس یک رفتار مشخص را افزایش داد.
در مورد سگهایی که از طوفان میترسند، معمولاً هدف اصلی ما کاهش احساس ترس است، که در نهایت منجر به کاهش رفتارهای مشکلساز خواهد شد. اگر سگ شما هنگام طوفان بهجای قدم زدن و بیقراری، کنار شما بنشیند، آنچه تقویت شده، رفتار نشستن آرام است، نه احساس ترس یا رفتار اضطرابی.
- انگیزه رفتار (Motivation) اهمیت کلیدی دارد.اگر سگی از روی ترس به غریبهها پارس میکند و شما از غریبه میخواهید که به او خوراکی بدهد، این اقدام باعث کاهش ترس و در نتیجه کاهش پارس کردن میشود — نه افزایش آن.این سازوکار، اساس شرطیسازی کلاسیک (Classical Conditioning) است، و بر اساس ۲۲ سال تجربهام میدانم که این روش برای بسیاری از سگها بهخوبی کار میکند.اما اگر سگ به دلایلی غیر از ترس پارس کند، ممکن است با دادن خوراکی، اتفاقاً رفتار نامطلوب را تقویت کنید.به همین دلیل است که تشخیص انگیزه اصلی رفتار و ارزیابی دقیق آن بسیار مهم است.مثلاً با سگی مواجه شدم که با ظاهری آرام، خندان و بازیگوش تا چند سانتیمتری صورت شما نزدیک میشد و ناگهان با شدت در همان فاصله پارس میکرد. بهنظر میرسید از غافلگیر شدن شما لذت میبرد، و این رفتاری بود که بهوضوح تقویت شده بود.
چگونگی پاسخ ما به ترس سگ اهمیت دارد
نکته مهم دیگر این است که نحوه واکنش ما به ترس سگ بسیار حیاتی است. احساسات، خصوصاً ترس، میتوانند بهراحتی بین انسان و سگ منتقل شوند.
یکی از خوانندگان در بخش نظرات بهدرستی اشاره کرد که «الگوی رفتاری آرام بودن» نقش مهمی دارد و من کاملاً با او موافقم. اگر من با حالتی نگران و صدایی مضطرب به سمت ویلی میرفتم، احتمالاً او بیشتر میترسید.
نویسنده: پاتریشیا بی. مککانل (متخصص رفتارشناسی حیوانات آمریکا)

